پیدا





من ب از سرگذشت

درخواست حذف اطلاعات

دارم ب این فکر میکنم که یه وبلاگ دیگه راه بندازم میدونی، اینجا خیلی دیگه بچگونه شد پر از پست های احساسی ک بنظرم برای هیچ هیچ ارزشی نداره پر از چیزایی ک بودن و نبودنش فرقی نداره باید یه چیزی درست کنم ک ب درد بخور باشه بهش بتونم افتخار کنم هیچی تو دنیا بدتر از این نیست ک گرسنه باشی و منتظر باشی مامانت زودتر آماده کنه غذارو دارم میمیرم از گرسنگی!!! دارم نامجو گوش میکنم!!!!!! یه ربع گذشت از جمله بالا تا این جمله رو بنویسم ب فکر فرو رفتم ولش کن حوصله برای زندگی ندارم و این چقد تکرار شده تو زندگیم! باید درس بخونم و این بدترین چیزه تو دنیا! اجبار برای درس خوندن... یادش بخیر چقد خوب بود زمان ِ عجیب غریب ترم آ امروز نمیدونم چرا یادش افتادم بعد این همه مدت حس خوب کار با سخت افزار حس خوب فهمیدن حرفاش حس خوب با انگیزه بودن کلی حس خوب ک لعنت بهت زندگی ک ازم گرفتی همشو....... حالا خوشت میاد؟ حالا ک بیکارم! حالا ک درس نمیخونم، حالا ک دانشجو نیستم، معلم نیستم، برنامه نویس نیستم، نویسنده نیستم، گیتاریست نیستم، جهان گرد نیستم، س رست هیچ بچه ای نیستم... و هزار تا نیستمِ دیگه! ک خودت بهتر از من میدونی ک نیستم! همش هم دارم غر میزنم دیگه رو مخ خودمم رفته این غر زدنا از همه ادم ها بدم میاد بلااستثنا از همه اونایی ک متنفرم از همه چی هوف.................... دارم دیوونه میشم دیگه